یا مولا ادرکنی
زمزمه ای با امام زمان(عج)
ای همۀ دلخوشی اَم
تو همه دردی و درمان من
با غم خود میکُشی اَم
همۀ هستیِ من جانِ من
ایکه تو مولایی و من بنده ام
با غم عشقت بخدا زنده ام
یابن طاها بیا
جان زهرا بیا
مهدیا مهدیا...
عالم و آدم شده اند
همه سرگشته و حیران تو
مُحرم و مَحرم شده اند
شهدا بر سرِ پیمان تو
خِیل شهیدان همه مَستِ مِی اَت
مَرد و زن و پیر و جوان در پِی اَت
عشق مولا بیا
جان زهرا بیا
مهدیا مهدیا...
صوم و صلات همه را
بسوی قبلۀ رویت ببین
حجّ و طواف همه را
بسوی کعبۀ کویت ببین
آمدنت سوز و گداز همه
سرزدنت راز و نیاز همه
ماه دلها بیا
جان زهرا بیا
مهدیا مهدیا...
کرب و بلا منتظرِ
قدم پاکِ تو یابن الحسن
صحن نجف خاک بقیع
شده نمناکِ تو یابن الحسن
ای حرمِ گُمشدۀ مادرت
گریه کنِ بارشِ چشم ترت
تاج سرها بیا
جان زهرا بیا
مهدیا مهدیا...
شام و سحر خون چکد از
گریۀ صبح و مسای شما
میرسد از زمزمه اَت
عمه جان،من بفدای شما
کوچه و بازار کجا عَمَّتی
زینب و اشرار کجا عَمَّتی فجر والا بیا
جان زهرا بیا
مهدیا مهدیا...
زمزمۀ اَلعَجل از
قاریِ نیزه نشین میرسد
نالۀ عجِّل فرج از
علیِ خانه نشین میرسد
پاره جگر،نامِ تو دارد به لب
از پسِ در،فاطمه در این طلب
یوسف ما بیا
جان زهرا بیا
مهدیا مهدیا...
برچسب:
نویسنده: رادین پارسامنش